حسین پارتی

فوتبال

شب بود با دوستم «خ» داشتیم می‌رفتیم فوتبال، خیابان‌ها از هفته قبل شلوغ‌تر بود. حدس می‌زنم به خاطر محرم باشد. هرچند که تازه روز اول محرم است. در راه چند تکیه تمیز و مرتب می‌بینیم. خ می‌گوید هیئت‌های پایین شهر از بالا شهر معمولا از هر نظر بهتر هستند.

ده دقیقه دیر رسیدیم. سریع لباس‌ها را عوض کرده و یارکشی کردیم. تازه با این گروه فوتبال بازی می‌کنم، به جز خ که خیلی وقت است با هم فوتبال می‌رویم و یکی دو نفر دیگر که در این چند جلسه شناختمشان بقیه را نمی‌شناسم.

بازی اول را باختیم آمدیم بیرون. معمولا بعد از بازی نمی‌توانم یک جا بایستم یا بنشینم. کنار زمین راه می‌روم تا کمی بدنم آرام بگیرد. خ و یکی دیگر که خیلی نمی‌شناسم در حال صحبت کردن هستند. حین راه رفتن به آن‌ها نزدیک می‌شوم دیگری دارد به خ می‌گوید که بچه‌ها نیامدند یکی مصدوم شده بقیه هم رفته‌اند حسین پارتی. خ نیشخندی می‌زند. من هم در دلم می‌خندم.

ادامه ی مطلب

فیلترینگ و راهپیمایی اربعین

سه‌شنبه، چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته پیش بین ۲۴-۳۰ ساعت مشغول بالاآوردن یک مدیاسنتر(Media Center) روی رزبری پای(Raspberry Pi) بودم، که مثلا بتوانم به صورت استریم فیلم، سریال … ببینم و دیگر لازم نباشد برای دیدن ویدئوهایم روی سیستم‌های دیگر آن‌ها را با فلش جابجا کنم.

در نهایت به نظر موفق شدم، البته هنوز باید مدتی بگذرد و استفاده کنم ببینم آنچه می‌خواستم شده یا نه.

نکته اینجاست که اگر فیلترینگ جمهوری اسلامی نبود، در ابتدا حتی شاید به انجام این کار هم نمی‌رسیدم. چون قبل از این مدتی از Plex استفاده می‌کردم و مقدار خوبی از مشکلاتم را حل می‌کرد. اما یک مرتبه سایت آن فیلتر شد. حالا هم کاری که می‌شد در ۴-۵ ساعت انجام شود، ۲۴-۳۰ ساعت طول کشید به خاطر انواع فیلترینگ‌ها و تلاش من برای دور زدنشان تا تأثیر کمتری در کیفیت بگذارد.

تقلا برای دور زدن فیلترینگ باعث شد منی که اکثرا صدا و سیما نمی‌بینم مگر اینکه فردی دیگر از اعضای خانواده در حال مشاهده باشد و حتی در این صورت هم بعد از مدتی فرار می‌کنم یا تلویزیون را خاموش، مدت بیشتری مخاطب برنامه‌های تلویزیونی به خصوص اخبار باشم.

ادامه ی مطلب

در چه شرایطی مرگ از زندگی بهتر است

چند روزی بیشتر از ماه محرم نگذشته، اما از هفته پیش که محرم در فضای شهر پیدا بود. سوالی فکرم را مشغول کرد. جمله‌ای از امام حسین نقل شده‌است که «مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است». این جمله اگر نه به عنوان شعار اصلی ماجرای کربلا، یکی از مهم‌ترین شعارهای آن محسوب می‌شود. حالا این سوال مرا مشغول کرده این است که در خارج از فضای دینی هم این جمله می‌تواند درست باشد؟ در واقع سوال اینگونه مطرح می‌شود:

در چه شرایطی مرگ از زندگی بهتر است؟

معنای مرگ و زندگی در فضای دینی و بیرون از آن متفاوت است. در اولی معمولا مرگ پایان یک دوره و آغاز دوره‌ای دیگر است و منظور از زندگی، بودن در این دنیاست. در بیرون از این فضا، در فضای شک، در موقعیتی که ممکن است مرگ انتهای وجود و سرآغاز عدم باشد، زندگی بازه‌ای میان دو عدم است. ممکن است مرگ شروع دوره‌ای دیگر باشد که چیزی از آن نمی‌دانیم و بسیاری امکان‌های دیگر. در این فضا برای یک فرد در چه شرایطی عدم بهتر از زندگی است؟

ادامه ی مطلب