مکالمه‌ی روح القدس

دید چند جوان در پیاده‌رو در حال فرار هستند، لباسْ سبزی به یکی از آن‌ها که کندتر است می‌رسد و با پوتین می‌گذارد روی کمرش. به نظر پخش زمین شد. روی زمین پشت شمشادها قرار گرفت و نمی‌دیدش. تصمیمش را برای این شرایط از قبل گرفته بود.

در ماشین را باز کرد و یک پایش را گذاشت بیرون ماشین. آمد که با پای بیرون نیرویی وارد کند و کامل از ماشین خارج بشود، دید شانه‌اش انگار میخ شده و تکان نمی‌خورد. شانه‌اش را گرفته بود و نمی‌گذاشت پیاده شود. لباسْ سبز برگشت و رفت سمت دیگر.

ادامه ی مطلب

حسین پارتی

فوتبال

شب بود با دوستم «خ» داشتیم می‌رفتیم فوتبال، خیابان‌ها از هفته قبل شلوغ‌تر بود. حدس می‌زنم به خاطر محرم باشد. هرچند که تازه روز اول محرم است. در راه چند تکیه تمیز و مرتب می‌بینیم. خ می‌گوید هیئت‌های پایین شهر از بالا شهر معمولا از هر نظر بهتر هستند.

ده دقیقه دیر رسیدیم. سریع لباس‌ها را عوض کرده و یارکشی کردیم. تازه با این گروه فوتبال بازی می‌کنم، به جز خ که خیلی وقت است با هم فوتبال می‌رویم و یکی دو نفر دیگر که در این چند جلسه شناختمشان بقیه را نمی‌شناسم.

بازی اول را باختیم آمدیم بیرون. معمولا بعد از بازی نمی‌توانم یک جا بایستم یا بنشینم. کنار زمین راه می‌روم تا کمی بدنم آرام بگیرد. خ و یکی دیگر که خیلی نمی‌شناسم در حال صحبت کردن هستند. حین راه رفتن به آن‌ها نزدیک می‌شوم دیگری دارد به خ می‌گوید که بچه‌ها نیامدند یکی مصدوم شده بقیه هم رفته‌اند حسین پارتی. خ نیشخندی می‌زند. من هم در دلم می‌خندم.

ادامه ی مطلب

همه اعتراض‌ها جرمن

آخرین نوشته‌ام برمی‌گردد به ۱۷ آبان. درست یک هفته قبل از اعتراضات آبان که جرقه شروعش افزایش قیمت بنزین بود. و در ادامه کشته شدن مردم، خاموشی اینترنت و … پس از ۲۴ آبان نمی‌توانستم نوشتن را با مطلبی غیر سیاسی از سر بگیرم. نمی‌شد.

آبان، بنزین، اینترنت، هواپیما

متن یا طرح نوشته‌ای به نظرم نمی‌رسید، حتی در حدی که مرا راضی به شروع نوشتن کند. خیلی سخت می‌توانم آن طور که برایم قابل قبول است حول این موارد بنویسم. اتفاقات پی در پی بعد از آن هم کمکی نکرد. تصاویر اعتراضات، واکنش مقام‌های رسمی به آن، مقدمات انتخابات مجلس، کشته شدن قاسم سلیمانی، زدن هواپیما با موشک، ماجراهای بعد از زدن موشک، …

الان هم که کرونا و البته به لحاظی که من قبلی‌ها را مد نظر دارم با موارد قبلی قابل مقایسه نیست.

رژیم حاکم هنوز اعلام نکرده چند نفر را در ماجرای تظاهرات آبان کشته و در مجموع چند نفر کشته شده‌اند.
در مورد شلیک به هواپیما توضیح و پیگیری‌ای انجام نشده.
رد صلاحیت‌ها هم که …

جای توجیه نمانده

در مجموع به نظر من جای توجیه بسیار کمی برای دفاع اخلاقی از حکومت جمهوری اسلامی مانده. این را در صحبت‌ها با افراد مدافعی که به نظرم معقول هستند هم می‌بینم.

قبلا در موضع‌گیری در رابطه با حکومت و وظیفه اخلاقی افراد نسبت به آن به محدوده تعلیق(محدوده‌ای که قضاوتم را به تعلیق در می‌آورم) وسیعی قائل بودم. اما الان محدوده تعلیقم بسیار کوچک است.

مشخصا به نظرم کار کردن در مجموعه خبرگزاری صدا و سیما و مجموعه سپاه به جد غیر اخلاقی‌ست. سپاه به عنوان بازوی سرکوب حکومت و خبرگزاری صدا و سیما با نداشتن دغدغه‌ای نسبت به حقیقت و تلاش برای پوشاندن و کمک به ادامه یافتن حکومتی که عامل درد و رنج بسیاری است.

چه باید کرد؟

سایت آسو کار جالبی انجام داده. یک پرونده درست کرده با عنوان همه ایران‌ها در آن افراد مختلف چشم‌اندازشان از ایران را نوشته‌اند. ایده به نظرم بسیار جالب است. شفاف شدن چشم‌اندازها کمک می‌کند خودمان بهتر چشم‌اندازمان را ارزیابی کنیم، به پیدا کردن راه‌های رسیدن به چشم‌انداز کمک می‌کند و به اشتراک گذاشتنشان کمک می‌کند به نقد آن‌ها و هم شکل‌گیری تصویر مشترک.

هرچند ایده آسو جالب بود و تعداد چشم‌اندازهای ترسیم شده قابل توجه، اما محتواها به نظرم کیفیت لازم را نداشتند. تفصیل و دقت نوشته‌ها کم بود. من تنها کمی این نوشته از آقای حسین رئیسی را پسندیدم. با برخی از نویسندگان آشنایی کمی داشتم و مطالب آن‌ها را در جاهای دیگر خوانده بودم، اما نوشته همان افراد هم کیفیت مورد انتظار را نداشتند.

ادامه ی مطلب

فیلترینگ و راهپیمایی اربعین

سه‌شنبه، چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته پیش بین ۲۴-۳۰ ساعت مشغول بالاآوردن یک مدیاسنتر(Media Center) روی رزبری پای(Raspberry Pi) بودم، که مثلا بتوانم به صورت استریم فیلم، سریال … ببینم و دیگر لازم نباشد برای دیدن ویدئوهایم روی سیستم‌های دیگر آن‌ها را با فلش جابجا کنم.

در نهایت به نظر موفق شدم، البته هنوز باید مدتی بگذرد و استفاده کنم ببینم آنچه می‌خواستم شده یا نه.

نکته اینجاست که اگر فیلترینگ جمهوری اسلامی نبود، در ابتدا حتی شاید به انجام این کار هم نمی‌رسیدم. چون قبل از این مدتی از Plex استفاده می‌کردم و مقدار خوبی از مشکلاتم را حل می‌کرد. اما یک مرتبه سایت آن فیلتر شد. حالا هم کاری که می‌شد در ۴-۵ ساعت انجام شود، ۲۴-۳۰ ساعت طول کشید به خاطر انواع فیلترینگ‌ها و تلاش من برای دور زدنشان تا تأثیر کمتری در کیفیت بگذارد.

تقلا برای دور زدن فیلترینگ باعث شد منی که اکثرا صدا و سیما نمی‌بینم مگر اینکه فردی دیگر از اعضای خانواده در حال مشاهده باشد و حتی در این صورت هم بعد از مدتی فرار می‌کنم یا تلویزیون را خاموش، مدت بیشتری مخاطب برنامه‌های تلویزیونی به خصوص اخبار باشم.

ادامه ی مطلب